جمعه بیست و ششم تیر 1383
کشتار شهریور 67
با يک سبد گل مي آيم
با دنيائي از عشق
وچشمه جوشان چشمانم
با قلب زخميم مي آيم و
سلامت مي کنم
اي خاک تفته خاوران
دلم مي خواهد قلبت را
بشکافم
وبر رخسار مرواريدهاي
درخشانت
بوسه اي نثارسازم
که عاشق ترين ،عاشقان
در اين دشت خفته اند
وبا پيکر درهم پيچيده شان
فرداي رهائي را فرياد
مي زنند
به ياديگانه " چشم آبيم" كه در خاوران خفته و دو آشناي هم خون كه به دوراززادگاه خود يكي در خاور و ديگري در باختر اين سرزمين خفته اند.
*********************************************
یاد یاران یاد باد
Khavaran is the mass graveyard that is located 14 Kilometers south of Tehran. The Islamic Republic has used this graveyard for the mass burital of Political Prisoners who were executed in the black summer,1988. It should be noted that "Khavaran" is not the only such burial ground in Iran, but it is the best known of them.More than 10,000 of political prisoners excecuted that year.
Their memories will live forever in the hearts of Iranians.
*******************************************************
گلزار خاوران
در چهارده کيلومتري شرق ميدان خراسان، چهارديواري متروک و مخروبه اي با دو نام قراردارد که يادآور فاجعه اي بس دردناک و فراموش نشدني است. نام مردمي اين تکه پاره، گلزار خاوران است و نامي که رجاله هاي رژيم در اسناد خود به ثبت رسانده اند کفر آباد ميباشد. اين قطعه زمين با وجود اينکه هيچ گياهي در آن حق روئيدن ندارد، آبادتر، سرسبزتر و زنده تراز هر زميني است که گورستانش نام نهند. اين تکه پاره همواره زائراني از راه رسيده دارد، مادران و پدران پير و خميده دست در دست نوادگانشان در گوشه و کنار اين چهار ديواري در آمد و شد هستند. آنان پنداري در اين فضاي خشک و تفتيده بدنبال نام و نشاني آشنا و رمزگونه ای ميگردند. زيرا هرازگاهي مشتي از خاک را بدست ميگيرند و ميبويند تا شايد شميم عطرآگين فرزندان خود را در آن بيابند و اگر چنين حسي سراغشان آمد آن نقطه را گور خيالي آنها فرض ميکنند و به مخيله شان ميسپارند. سوخته دلان اين دشت غريب به ستم دريافته اند که نبايد سنگي به يادگار بنا کنند و گلي به يادبود بکارند و يا حتا ضجه اي در انده داشته باشند. زيرا بارها و بارها گلي را که آورده بودند و سنگي را که نام فرزندشان بر روي آن حک شده بود، بهانه هاي شد در دستان پليد دژخيمان "ام القرا" رژيم تا مغول وار خاک اين چهارديواري را با خيش نفرت خويش شخم زنند و به توبره کشند. بارها تصوير مادري که در وسوسه بوئيدن جوانش به کندن زمين دست زده است و پدري که در جستجوي يافتن رازهاي درون خاک به کاوش پرداخته است و همسري که در حسرت غمگينانه خويش مات گريسته است و نگريستن کودکان حيرت زده به زارگريستن هاي پنهان آنان،بر زمين کبود و ناهموار گورستان نقش بسته است. صاحبان آشناي اين زمين با قرارهاي قلبي و عاطفي شان، هر پنجشنبه شب خود را به وعدگاه ميدان خراسان ميرسانند تا بگونه اي گروهي به ميعادگاه خاوران آيند و اگر خفاشان پاسدار شب در جاده خراسان آنان را وارسي نکنند و گلهايشان را پرپر نگردانند و گلابهاي معطرشان را نشکنند اين صاحبان عزاي ابدي، ميتوانند گلها را روي نقشهاي ذهني خاک گورستان بگذارند و گلابها را بر سنگهاي مرمرين خيالي خود بپاشند. يکبار مادري نهال سبزي را پنهان از چشمان دژخيمان "مدينه النبی"، در زير چادر سياه خود پنهان کرده بود تا در نقطه خيالي گورستان که ميپنداشت پيکر به خون خفته دختر جوانش آنجا دفن است، بکارد و با اين اميد که آن نهال سروي شود و نشاني گردد براي نوادگانش در زيارت فرداها. اما کفتارهاي رژيم که همواره در لباسهاي شخصي در گورستان پرسه ميزنند، تاب نياوردند و به بولدزرهاي کميته خاوران خبر روئيدن سرو را دادند. در چشم بهمزدني بولدزرها از راه رسيدند و به بهانه طراوت سرو ناز، زمين گورستان را شخم زدند. در آميختگي نعرهاي پاسداران و فرياد کودکان و آه وناله مادران و اشگ ريزان پدران، در فضائي گرد و خاک آلود، همه را ازگلزار بيرون ريختند. زهي خيال باطل، حاکميت پست و پليد غافل از آن است که در قاب خاطرها و يادها و ديدگان کودکان، تصوير هزاران هزار سرو سهي نقش بسته است تا در دادخواهي فردا و برپائي محکمه مردمی شاهد باشند
**************************************************
جنایات عوامل حکومت جهل و جنایت همچنان ادامه دارد
خمینی جلاد و ضد بشر از همان ابتدای "به تخت نشتن"، و حتی از سالها قبل از آن، تصمیم خود را برای از میان برداشتن هرآنکس که با ایده ها و افکار پوسیده و قرون وسطایی او مخالف بود، گرفته بود. او مطمئن بود که با حضور مخالفینی که حاضر به تن دادن به جمهوری اسلامی او نبوده و دست از افشاگری و مبارزه با افکار پوسیده او بر نخواهند داشت، حکومت ولایت فقیهی او پا نخواهد گرفت و همواره متزلزل خواهد بود. به همین دلیل از هنگام پیروزی انقلاب ضد سلطنتی درسال 57 تا خرداد سال 60 به بهانه های مختلف دستور سرکوب و کشتار مخالفین ولایتش را داد؛ اگرچه که این کشتارها عام و فراگیر نبودند. اما از خرداد سال 60 به بعد این تصمیم خمینی به از میان برداشتن مخالفینش به صورت فتوای عریان قتل در اختیار جلادانش قرار گرفت و قتل عام بطور گسترده و سراسری شروع شد. مخالفین خمینی و جمهوری به اصطلاح اسلامی اش اگر مسلمان بودند به اتهام "نفاق" و اگر بیدین و مارکسیست بودند به اتهام "کفر"، مظلومانه جلوی جوخه های اعدام قرار گرفتند. خمینی و همدستانش تا میتوانستند کشتند. آنها کشتند تا بتوانند حکومت قرون وسطایی شان را تثبیت کنند. آنها از ترس سرنگونی کشتند وگرنه که دهها هزار زندانی بیدفاع را که قبلا محاکمه شده و دوران محکومیتشان را میگذراندند با چه توجیهی قتل عام کردند؟ از آن به بعد هم همه جنایات خمینی و بازماندگانش برای ماندنشان بر سریر قدرت بود. در این میان شرکای تجاریشان در غرب بر همه این جنایات چشم پوشیده و همواره یاریشان کردند. بازماندگان خمینی حالا برای ماندن، چاره را در حمایت از تروریزم و فناتیزم بین المللی و تهیه سلاح هسته ای دیده اند. سیاست خطرناکی که میتواند نه تنها کشور ما که همه منطقه را با یک فاجعه دراز مدت روبرو کند. فاجعه ای انسانی و زیست محیطی.
این طایفه مرتجع و فاسد برای برسر قدرت ماندن و چاپیدن هرچه بیشتر اموال مردم ایران حاضر به هرجنایتی هستند و برایشان فرقی نمیکند که این ماندن به چه بهایی برای مردم ایران تمام شود. مجاهدین و مبارزینی که طی سالهای 60 تا 67 جلوی جوخه های اعدام عوامل رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتند، خواستشان چیزی جز سعادت و خوشبختی توده های تحت ستم ایران و برقراری آزادی و دموکراسی در سرتاسر آن زیباترین وطن نبود. به همین دلیل هم باید به احترام خون آنها، مبارزه را در همه میدان ها با همه جناحهای رژیم جمهوری اسلامی ادامه داد و تا سرنگونی این رژیم از پای ننشست. میبایستی کسانی را که سیاست ضد ایرانی هسته ای رژیم آخوندی را با سیاست ملی دکتر مصدق مقایسه کرده و قصد بسیج مردم برای حمایت از این سیاست غیر انسانی را دارند افشاء نمود. دستیابی به سلاح هسته ای هیچ ربطی به منافع ملی ایرانیان ندارد. این سیاست فقط در خدمت ملاهای فاسد است. اما حامیان و شرکای غربی آخوندها حق ندارند به هیچ بهانه ای دست به حمله نظامی علیه ایران بزنند. آنها می بایستی دست از حمایت و مماشات با آخوندها بردارند. مردم ایران خود میدانند که چگونه حساب این نامردمان جنایتکار را برسند و ایران را از چنگال خون آلود آنان رها کنند. به امید آنکه بزودی آمرین و عاملین قتلهای سالها 60 تا 67 را در صندلی متهمین در دادگاههای ایران آزاد ببینیم.
حسين پويا
*******************************************************
جنایات عوامل حکومت جهل و جنایت همچنان ادامه دارد
خمینی جلاد و ضد بشر از همان ابتدای "به تخت نشتن"، و حتی از سالها قبل از آن، تصمیم خود را برای از میان برداشتن هرآنکس که با ایده ها و افکار پوسیده و قرون وسطایی او مخالف بود، گرفته بود. او مطمئن بود که با حضور مخالفینی که حاضر به تن دادن به جمهوری اسلامی او نبوده و دست از افشاگری و مبارزه با افکار پوسیده او بر نخواهند داشت، حکومت ولایت فقیهی او پا نخواهد گرفت و همواره متزلزل خواهد بود. به همین دلیل از هنگام پیروزی انقلاب ضد سلطنتی درسال 57 تا خرداد سال 60 به بهانه های مختلف دستور سرکوب و کشتار مخالفین ولایتش را داد؛ اگرچه که این کشتارها عام و فراگیر نبودند. اما از خرداد سال 60 به بعد این تصمیم خمینی به از میان برداشتن مخالفینش به صورت فتوای عریان قتل در اختیار جلادانش قرار گرفت و قتل عام بطور گسترده و سراسری شروع شد. مخالفین خمینی و جمهوری به اصطلاح اسلامی اش اگر مسلمان بودند به اتهام "نفاق" و اگر بیدین و مارکسیست بودند به اتهام "کفر"، مظلومانه جلوی جوخه های اعدام قرار گرفتند. خمینی و همدستانش تا میتوانستند کشتند. آنها کشتند تا بتوانند حکومت قرون وسطایی شان را تثبیت کنند. آنها از ترس سرنگونی کشتند وگرنه که دهها هزار زندانی بیدفاع را که قبلا محاکمه شده و دوران محکومیتشان را میگذراندند با چه توجیهی قتل عام کردند؟ از آن به بعد هم همه جنایات خمینی و بازماندگانش برای ماندنشان بر سریر قدرت بود. در این میان شرکای تجاریشان در غرب بر همه این جنایات چشم پوشیده و همواره یاریشان کردند. بازماندگان خمینی حالا برای ماندن، چاره را در حمایت از تروریزم و فناتیزم بین المللی و تهیه سلاح هسته ای دیده اند. سیاست خطرناکی که میتواند نه تنها کشور ما که همه منطقه را با یک فاجعه دراز مدت روبرو کند. فاجعه ای انسانی و زیست محیطی.
این طایفه مرتجع و فاسد برای برسر قدرت ماندن و چاپیدن هرچه بیشتر اموال مردم ایران حاضر به هرجنایتی هستند و برایشان فرقی نمیکند که این ماندن به چه بهایی برای مردم ایران تمام شود. مجاهدین و مبارزینی که طی سالهای 60 تا 67 جلوی جوخه های اعدام عوامل رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتند، خواستشان چیزی جز سعادت و خوشبختی توده های تحت ستم ایران و برقراری آزادی و دموکراسی در سرتاسر آن زیباترین وطن نبود. به همین دلیل هم باید به احترام خون آنها، مبارزه را در همه میدان ها با همه جناحهای رژیم جمهوری اسلامی ادامه داد و تا سرنگونی این رژیم از پای ننشست. میبایستی کسانی را که سیاست ضد ایرانی هسته ای رژیم آخوندی را با سیاست ملی دکتر مصدق مقایسه کرده و قصد بسیج مردم برای حمایت از این سیاست غیر انسانی را دارند افشاء نمود. دستیابی به سلاح هسته ای هیچ ربطی به منافع ملی ایرانیان ندارد. این سیاست فقط در خدمت ملاهای فاسد است. اما حامیان و شرکای غربی آخوندها حق ندارند به هیچ بهانه ای دست به حمله نظامی علیه ایران بزنند. آنها می بایستی دست از حمایت و مماشات با آخوندها بردارند. مردم ایران خود میدانند که چگونه حساب این نامردمان جنایتکار را برسند و ایران را از چنگال خون آلود آنان رها کنند. به امید آنکه بزودی آمرین و عاملین قتلهای سالها 60 تا 67 را در صندلی متهمین در دادگاههای ایران آزاد ببینیم.
حسين پويا
*******************************************************
علاوه بر گلزارخاوران گورستان هاي مخفي كه از طرف رژيم كثيف به لعنت آبادها معروف گشته اند در چهارگوشه ي اين خاك پاك است كه گلزارابدي بيش از سي هزار
اعدامي از سال 57 تا به اين وراست.
ياران گرامي
براي ديدن عكس هايي از گلزار خاوران به آلبوم خاك سرد مراجعه كنيد
براي ديدن عكس هايي از گلزار خاوران به آلبوم خاك سرد مراجعه كنيد
و براي خواندن نام هاي كشته شدگان به لينك بلاست برويد.
زنده باد آزادي و برابري و انسانيت
نوشته شده توسط آزادی در 0:37 |
| لینک به این مطلب......>
مطلب را به بالاترین بفرستید:




