کمک کنید عزیزان ما از اعدام نجات یابند!
ما با در دست داشتن عکس این عزیزان که در انتظار روزهای پایانی زندگی خود هستند٬ یکشنبه در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران جمع میشویم. ما میخواهیم با صدای رسا بگوییم عزیزان ما را اعدام نکنید. به یاری ما بشتابید.
روز یکشنبه ٢ مهرماه ساعت ٥ بعدازظهر، مقابل دفتر سازمان ملل – خیابان شریعتی بالاتر از حسینیه ارشاد خیابان قبا بلوار شهرزاد شماره 39
کمپین نجات برای کبری رحمان پور
کمپینی دیگر برای نجات جان کبرا رحمان پور
این وب در حال تغییر در قالب و سایر مسایل است لطفا نظرات خود را اعلام دارید و ما را راهنمایی فرمایید........متشکر

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
تاریخ 23/۶/۱۳۸۵
شماره۱۲۶-۲۰۰۶
خالد حردانی زندانی امنیتی که پیش از این از تماس تلفنی مسئولین قضایی با منزلش و اجرای حکم اعدام خود در آبانماه خبر داده بود، دیروز در تماسی از زندان اوین بیان داشت : "در جریان پیگیریهای که وی و خانواده اش انجام داده اند؛ مسئولین، تماس تلفنی با منزل او را رد کرده و به ایشان گفته اند پرونده اش در حال رسیدگی است و احتمال بخشودگی وی وجود دارد".
خالد حردانی با اعلام این خبر افزود، هنوز مشخص نیست تماس گیرندگان با منزل وی چه کسانی بوده و با چه هدفی این کار را انجام داده اند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
اکبر را از ما گرفتند
ولی الله فیض مهدوی را گرفتند و حالا
خالد هرداني نيز اعدام مي شود ....
گرچه دستمان به قداره هایتان نمی رسد اما هرگز طناب را بر زمین نخواهیم اندخت....
جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفته است جنايت هاي خود را همچنان ادامه دهد و اين بار نوبت خالد هرداني است ، حكم اعدام وي آبان ماه اجرا مي شود به كمپين آزادي براي خالد هرداني مراجه كنيد
کمپین آزادی برای خالد هردانی
http://sos-hardani.blogspot.com/
لطفا امضا نمایید.
به گفته ی خانواده ی خالد حردانی در تماسی که از طرف دفتر رئیس قوه قضائیه با آنان گرفته شده است به آنها اعلام شده که " با عفو خالد حردانی که به درخواست خانواده ی وی انجام شده بود، موافقت نشده است و حکم اعدام ایشان در آبانماه سال جاری اجرا خواهد شد."

رهبران جمهوری اسلامی اميدوارند با بزرگ نمائی اغتشاشاتی که دو هفته پيش در شهرهای دانشگاهی کشور و ايجاد رعب در جوانان معترض مانع از آن شوند که سومين سالگرد حادثه به صحنه بزرگی برای نمايش نارضائی عمومی تبديل شود
حوادثی که به دنبال پنج روز آشوب هفته سوم تيرماه سال 78 رخ داد همه آن بود که محافظه کاران می خواستند و از همين رو بسياری از تحليلگران را به اين نتيجه رساند که بخش انتصابی جمهوری اسلامی و هواداران محافظه کارانش ناخشنود از روند پيشرفت اصلاحات، در ترغيب گروه های فشار به پديد آوردن اين حادثه دستی داشته اند.
18 تير در روز شمار جنبش دانشجوئی ايران (1) -- اينجا را کليک کنيد
مارک کاسيوروسکی تحليلگر آمريکائی که در تابستان 78 در تهران بود به دنبال حوادث 18 تير نوشت فکر نمی کنم پرزيدنت خاتمی تا آينده ای قابل پيش بينی در خطر از دست دادن حمايت مردمی باشد. خاتمی بسيار محبوب است و هيچ چهره سياسی قادر به رهبری جنبش اصلاحات نيست.
گری سيک تحليگر سياسی در همان زمان در ساندی تايمز نوشت « يکی از پرمخاطره ترين کارها طرح اصلاحات سياسی در يک حکومت اقتدارگراست.در ناآرامی های [تيرماه 78] تهران محمد خاتمی دريافت که حفظ تعادل بر روی بند سياست در کشوری چون ايران تا چه اندازه دشوار است»
بحران های پی در پی که از تابستان 78 بر سر اصلاح طلبان آمد پيش بينی گری سيک را به حقيقت نزديک کرد،. يک سال و نيم بعد محمد خاتمی را بر نامزد شدن دوباره برای رياست جمهوری بر سر دوراهی قرار داد گرچه سرانجام با اشک به ميدانی در آمد که احتمال موفقيتش در آن بسيار کم بود.
| محاکمه و زندان غلامحسين کرباسچی و عبدالله نوری ، ترور سعيد حجاريان و دور کردن عطالله مهاجرانی از کابينه از مهم ترين اتفاقاتی بود که به نفع محافظه کاران و به زيان اصلاح طلبان رخ داد |
در دوران رياست محمود هاشمی شاهرودی سخنگوی سابق مجلس اعلای عراق که بعدها بر سر تابعيت او گفتگوهائی بروز کرد، بخشی از قوه قضاييه وظيفه مقابله با مطبوعات را به عهده گرفت که عملا بزرگ ترين دستاورد اصلاح طلبان در دو سال اول رياست جمهوری محمد خاتمی بود.
با انتصاب محمد يزدی به عضويت شورای نگهبان، اين شورا نيز سدی محکم در برابر اصلاحات قانونی پديد آورد که اصلاح طلبان با پيروزی در انتخابات مجلس ششم به آن چشم اميد دوخته بودند.
در محاکمه هائی که برای عاملان حمله به کوی دانشگاه برپا شد، دانشجويان به سخت ترين مجازات ها گرفتار آمدند و با وجود تاکيد گزارش شورای امنيت ملی و اعترافات فرشاد ابراهيمی يکی از اعضای انصار حزب الله، هيچ کدام از خشونت گرايان و گروه های فشار مجازات نشدند.
يک سال بعد بخشی از قوه قضاييه که خود اذعان دارد که دستورات خود را از رهبر جمهوری اسلامی می گيرد با توقيف سی نشريه و بازداشت ده روزنامه نگار کاری کرد که ايران در سال 2000 ميلادی بدترين سرزمين از نظر آزادی بيان و بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران لقب گرفت.
پرونده قتل های زنجيره ای که افشای آن بزرگ ترين کاری بود که محمد خاتمی در اولين سال های رياست جمهوری خود بدان موفق شد با دستگيری 18 نفر از افراد مربوط به سيستم های اطلاعات و امنيت تعقيب شد اما مدتی بعد با رسوائی افشای بدرفتاری با آنان در زندان، دستگيرشدگان آزاد شدند و تنها دو نفر در زندان ماندند.
![]() دانشجويان خواهان آزادی بيشتر هستند |
اما بر خلاف تصور اوليه اصلاح طلبان که می پنداشتند با به دست آوردن اکثريت کرسی های مجلس وقتی دو قوه از قوای سه گانه جمهوری را در اختيار داشته باشند موفق خواهند شد برنامه های اصلاحی را با سرعت پيش ببرند بعد از تشکيل مجلس ششم مقاومت های بخش انتصابی و محافظه کاران شدت گرفت.
صدور حکم حکومتی رهبر جمهوری اسلامی به عنوان ولی فقيه که مجلس را از اصلاح قانون سخت گيرانه ای که محافظه کاران برای مهار مطبوعات تصويب کرده بودند بازداشت اولين مقاومتی بود که در نخستين روزهای کاری مجلس ششم رخ داد و در ماه های بعد با مخالفت های پی در پی شورای نگهبان با مصوبات مجلس ادامه يافت.
محاکمه و زندان غلامحسين کرباسچی و عبدالله نوری ، ترور سعيد حجاريان و دور کردن عطالله مهاجرانی از کابينه از مهم ترين اتفاقاتی بود که به نفع محافظه کاران و به زيان اصلاح طلبان رخ داد.
| محافظه کاران که از حمايت بخش انتصابی جمهوری اسلامی مطمئن شده اند در آخرين راهکار برای مهار اعتراض های عمومی، تظاهرات محدود گروهی از دانشجويان را غنيمت شمردند و با روشی همانند 18 تير 78 به دستگيری های وسيعی دست زدند |
انتخابات دومين دوره شورای های شهر، که در تهران 85 در صد مردم از شرکت در آن خودداری کردند همان نتيجه ای را به بار آورد که اصلاح طلبان از مدت ها پيش بخش انتصابی حکومت را از آن می ترساندند.
ضربه سهمگين شرکت نکردن اکثريت مردم در انتخابات در حالی که با حوادث منطقه ای و حمله نيروهای تحت رهبری آمريکا به عراق همزمان شده بود، در حساس ترين زمان ها جمهوری اسلامی را از سرمايه ای محروم کرد که سال ها تنها وجه تمايز اين حکومت با دولت های ديکتاتوری خاورميانه بود.
روحانيونی که در مقام های کليدی جمهوری اسلامی قرار دارند در 24 سال حکومت پرماجرای خود همواره با نشان دادن حضور مردم در پای صندوق های 23 انتخاباتی که برگزار کردند، مخالفان داخلی و خارجی خود را از مخالفت با جمهوری اسلامی منصرف کرده بودند.
مهم ترين نتيجه عينی انتخابات بی رونق نهم اسفند 82 قرار گرفتن رفراندوم برای تعيين شيوه حکومت در صدر خواست های عمومی بود که محافل خارجی هم به تائيد آن پرداختند و بخش انتصابی حکومت و محافظه کار از وحشت آشکار شدن رای مردم با هر نوع سخنی درباره آن به مخالفت برخاستند.
از سوی ديگر وقتی اصلاح طلبان نوميد از پيشرفت اصلاحات، تز خروج از حاکميت را مطرح کردند محافظه کاران با تبليغ اين نظر که چنين کاری به منزله دعوت از نيروهای آمريکائی برای حمله به ايران است راه خروج را بر روی آن ها بستند.
محمد خاتمی رييس جمهوری با پيشنهاد دو لايحه برای اصلاح قانون انتخابات و روشن کردن اختيارات رييس جمهوری راهی مسالمت جويانه و قانونی برای خارج کردن اصلاحات از بن بست به ميان آورد اما مخالفت محافظه کاران نشان داد که حتی فشارهای بين المللی هم آنان را به اجابت خواست های مردم متقاعد نمی کند.
آخرين تحولی که پيش از فرارسيدن سالگرد 18 تير در کشور رخ داد نامه ای بود که اکثر نمايندگان مجلس به رهبری نوشتند و با استفاده از اصطلاح «جام زهر» از او خواستند که به کاسته شدن از قدرت بخش انتصابی تن در دهد و با اين عمل حکومت را در شرايط حساس منطقه ای نجات دهد.
اما محافظه کاران که از حمايت بخش انتصابی جمهوری اسلامی مطمئن شده اند در آخرين راهکار برای مهار اعتراض های عمومی، تظاهرات محدود گروهی از دانشجويان را غنيمت شمردند و با روشی همانند 18 تير 78 به دستگيری های وسيعی دست زدند.
رهبران جمهوری اسلامی اميدوارند با بزرگ نمائی اغتشاشاتی که دو هفته پيش در شهرهای دانشگاهی کشور و ايجاد رعب در جوانان معترض مانع از آن شوند که سومين سالگرد حادثه به صحنه بزرگی برای نمايش نارضائی عمومی تبديل شود.
ماجرای 18 تير علاوه بر تاثير که در پی آمدهای خود بر روند کلی اداره جامعه و تصوير حکومتگران ايران در اذهان مردم ايران و جهان گذاشت در سرنوشت جنبش دانشجوئی نيز اثرها نهاد. اين اثرها در سومين بخش از سلسله يادداشت های مربوط 18 تير 78 بررسی خواهد شد
مشت می کوبم بر در
پنچه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم:
-آي!
با شما هستم!
اين در ها را باز كنيد!
من به دنبال فضايي مي گردم.
لب بامي،
سر كوهي ،
دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم.
آه!
مي خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته چند!
چه كسي مي آيد با من فرياد كند؟






