تبليغاتX
لاله سرخ کوی دانشگاه
پنجشنبه ششم دی 1386
ما همه باید خطر کنیم

 

باید تمام مدرسه را با خبر کنیم

تا با هم از کلاس سیاست حزر کنیم

خود کار های آبی خود را از این به بعد

باید برای ضربه آخر تبر کنیم

هر چه مداد سبز و سپید است و سرخ رنگ

در درس رسم پرچم مان تیز تر کنیم

این زنگ های تلخ سیاهی موقتی است

آماده ای رفیق که شب را سحر کنیم ؟

آزادی من و تو به دست کلاس ماست

برخیز تا برای رهایی خطر کنیم

تا فتح آفتاب کماکان مقاومت

تا آسمان مدرسه را پر شرر کنیم .

دیروز روی تخته سیاه کلاسمان

آقا نوشت : ما همه باید خطر کنیم .

 

پیوست:اصفهان قلب تپنده ی جنبش دانشجوئی از اعتصاب غذای دانشجویان حمایت می کنیم

پیوست۱:سوگواره سید علی صالحی در رسای عزت ابراهیم نژاد

پیوست۲:نامه ای به یک فاحشه!!!!!

پیوست ۳: پیام مهندس طبرزدی از زندان اوین

پیوست ۴: برای احمد باطبی

 احمد باطبی عزیز!ما را ببخش اگر قبای قهرمان نداشته مان را به تن تو کردیم جوان!

نوشته شده توسط آزادی در 2:43 | | لینک به این مطلب......> مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه چهارم دی 1386
برای من و تویی که جرات فریاد زدن نداریم.......

چراغ ظلم ظالم تا ابد هرگز نمی سوزد


اگر شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد

 این عکس رو با دقت ببینید و فراموش نکنید که اینها عزیزانی بودند که امسال چندین بار به خاطرشون دلمون لرزید ولی پامون سست نشد تا تونستیم دوباره دور هم جمعشون کنیم و با هم عکس یادگاری بگیریم.

جمعی از دانشجویان و مطبوعاتی های بازداشتی امسال

من به مجید توکلی افتخار می کنم که بعد اعتصاب غذا یک کلمه از حرفهایش در مورد بیگناهی خود و دوستانش کوتاه نمی آمد. مجیدی که در لحظات خواندن این نوشته در وضعیت بسیار و خیمی است و استغاثه مادرش بر عرش الهی بلند.

مادر احمد قصابان

ترسم این سیل دمادم بکند بنیادت

اشکهای مادر احمد قصابان


من افتخار می کنم به همچون احمد قصابانی که بعد آنهمه کابل خوردن و شکنجه روحی، خدنگ جلوی 5 تا بازجوی اوین می ایستد و بازو نشان مادر میدهد و میگوید: «مامان از اینها نترس! من دیگر مرد شده ام!»
و به احسان منصوری، او که به اتهام دروغین توهین به مقدسات زندانی است ولی در زیر مشت و لگد هم حاضر نیست به گفتن کوچکترین کلامی در عذرخواهی از محضر جناب آقای احمدی نژاد که گویا جدیدا به جرگه مقدسات پیوسته! 


من افتخار می کنم به خانواده دوستانم که گول وعده ها و تهدیدهای دستگاه (مخل) امنیتی کشور از ما بهتران را برای سکوت و عدم مصاحبه و دادخواهی نخوردند و وقتی پدر یکی شان در مقابل شیخ مهدی کروبی از تازه آزاد شده ای می خواهد که در شرح فجایعی که به سرشان آورده اند رعایت حضور خانمها را بکند، مادر به صدای رسا جواب میگوید: « ملاحظه چه؟ دیگر جایی برای ملاحظه نمانده!» آری ... چنین مادری است که شیر نر می زاید.
و افتخار می کنم به علی صابری و عباس حکیم زاده و پویان محمودیان و مجید شیخ پور و مقداد خلیل پور و...که وقتی بعد آنهمه آزار وشکنجه و با یک عالم تهدید برای خفه خون گرفتن از زندان بیرون می آیند، یک روز هم در شرح جنایات و  کثافتکاری های جلادان تعلل به خود راه نمیدهند... نه به این امید که فریادرسی باشد، نه! فقط و فقط به خاطر اینکه من و تویی که جرات آزادی نداریم چشممان باز شود به ضعف و زبونی دستگاه وحشت این استبداد دروغگو و ریاپرور

مجید توکلی

آخرین یادداشتهای یک چریک تنها

پیوست ۱:کمیته دفاع از محمود صالحی و کمک مالی به خانواده محمود صالحی

پیوست ۲:نامه سامرند صالحی فرزند محمود صالحی به مردم ایران

پیوست۳:اصفهان قلب تپنده ی جنبش دانشجوئی از اعتصاب غذای دانشجویان حمایت می کنیم

نوشته شده توسط آزادی در 22:59 | | لینک به این مطلب......> مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه دوم دی 1386
يادبود مردگان
يادبود مردگان

ما را به خاطر بياور                                         

 

ما را كه تازه جواناني بيست و دو ساله بوديم

شور عشق در سينه داشتيم و

پيش از آنكه عاشق شويم

 

سينه به خاك سپرده مُرديم

 

ما را به خاطر بياور

 

ما را كه سينة سُرخاني خنياگر بوديم

 

و دَه به دَه

 

نه در آسمان و نه در كوهسار و نه بر شاخسار

 

كه در بازار

 

پيش از آنكه آوازه خوان شويم

 

بر شاخه تكيده از تكيه گاه خويش

 

جان واسپرديم .

 

به خاطر دارم

 

پيامتان و سرنوشتتان را

 

كه هميشه از گذرگاه خاطرم در گذر است

 

آوازهاي صامت سينهْ سُرخانِ سينه بر سيخ

 

تجسد آرزوهاي بيست و دو ساله گان سينه بر سنگ

       كه از تكرار يادشان شايد
                   پيش از آنكه شاعر شوم
     بيست و دو ساله مي ميرم                            آذر ۷۳
                                                                   عزت ابراهیم نژاد
تقدیم به پوران ابراهیم نژاد همیشه سلامت  و موفق و پاینده باشی
پیوست ۱:سپیده پورآقایی، فعال حقوق بشر که روز 18 شهریور ماه در منزلش در کرج بازداشت شده بود، پس از تحمل 111 روز حبس، شب گذشته با قید کفالت از زندان آزاد شد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
پیوست ۲:برای آزادی دکتر حسام فیروزی حمایت می کنیم.برای امضا به لینک زیر بروید
کمپین حمایت از دکتر حسام فیروزی
 
نوشته شده توسط آزادی در 18:50 | | لینک به این مطلب......> مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه دوم دی 1386
دانشجویان زندانی
زندانی

 

و تو ای زندانی قفست ویران باد

نفست گرم برای فریاد
که نپندارد خصم             
مرد آزاده ی افتاده به بند
سر سازش دارد
دل قوی دار رفیق
که فرو می ریزد
کاخ پوشالی استبدادی
و بر این ویرانه
و همه زندانهاش
کاخ آزادی ایران
بر پا می گردد
گرچه فریاد گلو گیر شده است
لیک
باد ها شعله وزند
و نفس ها همه تفت
و بدان هم زنجیر
کاین همه
مژده ی رستاخیز است

نوشته شده توسط آزادی در 18:39 | | لینک به این مطلب......> مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin